واسه دیواری که خراب کردم شاید تا آخر عمر اشک بریزم
اما با آجر لَق کنار نمیام
برچسب:
نویسنده: باران جعفری
مثلا ..
برگرده بگه ...
من قبل تو حالم بهتر بود ...
همین قدر دردناک
برچسب:
نویسنده: باران جعفری
همیشه اصراری نداشتم برای اینکه کسی بخونه و بدونه اینجا رو ...
اما گاهی واقعا حس میکنم کسی باید باشه ... کسی که اینجا رو بخونه ...
حس میکنم خیلی متروکست ...
واقعا کسی هست؟؟؟
کسی اینجا رو میخونه مرتب؟؟؟؟
برچسب:
نویسنده: باران جعفری
نامش برف بود
تنش، برفی
قلبش از برف
و تپشَش
صدای چکیدن برف
بر بام های کاهگلی...
و من؛
او را چون شاخه ای که زیر بهمن شکسته باشد
دوست می داشتم...
چرا هيچ فصلى
تو را براى من نمى آورد...؟!
برچسب:
نویسنده: باران جعفری